تبلیغات
مقدس ترین كتاب دنیا - با عرض معذرت: رژه فاحشه‌ها


مقدس ترین كتاب دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم
ای بی‌خبر از سوختن وسوختنی
عشق آمدنی بود ، نه آموختنی

سلام من ابراهیم شفیعی ساکن شهر قدیمی و تاریخی زرقان فارس هستم و الآن دانشجوی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام خمینی (ره)...
تو این وبلاگ میتونید مطالبی رو كه من در مورد دین مبین اسلام ، قرآن ، ادیان ، زبان‌ها و سایر موضوعات می‌نویسم بخونید...












 .: تعداد مطالب :
 .: تعداد نویسندگان :
 .: آخرین بروزرسانی :
 .: بازدید امروز:
 .: بازدید دیروز :
 .: بازدید این ماه شمسی :
 .: بازدید ماه شمسی قبل :
 .: بازدید کل :
 .: آخرین بازید :




با عرض معذرت: رژه فاحشه‌ها

بسم الله الرحمن الرحیم

در این نوشتار می‌خواهم از نكاتی بگویم كه احتمالا در ایران خیلی از دختران پیش از ازدواج نمی‌دانند و خیلی از زن‌ها هم پس از ازدواج، اگر متوجه آن بشوند، اهمیتش برایشان كم می‌شود..

البته پیشاپیش از خوانندگان وبلاگ معذرت میخواهم، اما مسائل اجتماعی موضوع بسیار مهمی‌است كه ما در فرهنگمان به نام شرم، حیا و... آنها را نه میشنویم ونه یاد میگیریم، ونه اگر كسی خواست یادمان بدهد، یاد میگیریم...

 «در سوم آوریل سال ۲۰۱۱ در پی انتشار سخنان یک مقام پلیس تورنتو که از زنان خواسته بود برای حفظ امنیت خود در برابر تعرض جنسی «مانند فاحشه‌ها لباس نپوشند» ده‌ها هزار زن کانادایی به خیابان‌ها ریختند و از آزادی پوشش خود دفاع و بر مسوولیت دولت بر حفظ امنیت زنان تاکید کردند. این جنبش که به «رژه فاحشه‌ها» معروف شد، به بسیاری از شهرهای اروپا و آمریکای شمالی گسترش یافت و راهپیمایی روز شنبه، توسط شاخه‌ی لندن این جنبش جهانی سازمان یافته بود....»

پس سخنان رئیس پلیس تورنتو كه بر حق هم بوده، به دلایلی كه خواهم گفت،‌ سرآغاز حركت اعتراضی «رژه فاحشه‌ها» شد. من سعی دارم حركت رژه فاحشه‌ها را با جریانات حاكم بر فضای جامعه خودمان مقایسه كنم...

قبل از شروع از دخترها یا خانم‌هایی كه این نوشتار را می‌خوانند خواهش میكنم تعصب خاص دخترانه خود را كنار بگذارند، من نه مدافع حقوق مردان هستم نه مخالفش، نه مخالف حقوق زنان هستم ونه مخالفش. اصل آنچه میخواهم در اینجا بگویم این است كه مردان، آنچنان بر مرد بودن خود تاكید می‌كنند كه زنان را نادیده میگیرند و برعكس زنان فكر میكنند، فقط خودشان هستند. این افكار كاملا اشتباه است، شاید یك مرد یا پسر نتواند ویا نخواهد بپذیرد كه او هم قسمتی زنانه یا دخترانه در وجود خود دارد. اگر چه بعضی از دخترها یا زنان از اینكه به ایشان بگویند قسمتی از ظرفیت وجود شما مردانه است ، خوششان می‌آید. [من دلیل این موضوع را تفكرات اشتباه حاكم بر جامعه می‌دانم، جایی كه میگویند زنِ نامرد! یعنی در مقابلش زنِ مرد هم داریم! چقدر زشت است وقتی زنِ زن را زنِ مرد و زنِ نازن را زنِ نامرد می‌گویند.(قبلا نوشتاری با عنوان «دخترها آدم نمی‌شوند» نوشتم به این معنا كه دخترها نباید هم آدم بشوند ، بلكه یك دختر یا زن خوب ، غایتش حوّا شدن است!)]

نموداری كه جنس را نشان می‌دهد:

انوثیت |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||| ذكوریت

شاید شما باور نكنید اما از نظر جسمی در این نمودار، اگرچه دو رنگ داریم اما در اصل این نمودار در وجود ما یكی است. ذات(اخلاق وروحیات وتمایلات) هر شخصی وحتی جنسیت(ظاهر بدنی) هر شخصی در این نمودار قرار میگیرد. چطور؟!!!

ببینید در وجود هر كسی x به عنوان مولفه تعیین جنسیت وجود دارد، اما مقدار یا نوع آن فرق می‌كند. یكی دختر به دنیا می‌آید ویكی پسر. در اصل این تفاوت از انجا نشات می‌گیرد كه مولفه‌های ذكوریت یكی بیشتر از مولفه‌های انوثیت اوست، این بچه پسر می‌شود، برعكس مولفه‌های انوثیت یكی بیشتر از ذكوریت اوست، این بچه دختر می‌شود.( در اینجا چگونگی را مد نظر قرار می‌دهیم، نه چرایی را. خداوند متعال جنسیت انسانها را تقدیر می‌كند.) اما این بدان معنا نیست كه كسی كه دختر یا پسر شد، از مولفه‌هایِ جنسیِ جنس دیگر (كه بر اساس قرارداد ونه ذات، روبروی او قرار گرفته وبراساس همین قرار داد جنس مخالف نامیده می‌شود.)، بی بهره یا محروم باشد. به عبارت دیگر قرار گرفتن یا تمایل غیرارادی جنسیت یك شخص به سمت یكی از دو قطب او را دختر یا پسر می‌كند. برای همین است كه شما پسرهایی را می‌بینید كه حالات جا افتاده جسمی یا روحی دختری دارند یا برعكس دخترانی كه حالات جسمی و روحی پسرانه دارند. (نكته: این نمودار هم در تك تك مولفه‌های جسمی وروحی یك فرد كاربرد دارد، هم در كلیت یك فرد.). شاید دلیل تمایل فطری دو جنس به همدیگر هم همین خالی بودن آن ظرفیت باشد! دقت كنید خالی بودن ظرفیت نه نبودن آن!

جنس مذكر اینگونه) انوثیت |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||| ذكوریت

جنس مونث اینگونه) انوثیت |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||| ذكوریت

یعنی ظرفیت موجود است ام خالی است كه میپذیرد.

همه اینها را گفتم كه بدانید شخصا عقیده من این است، نمیخواهم از كسی جانبداری یا حقوقی را ضایع كنم، بلكه میخواهم واقعی‌تر بنگریم.

حالا برگشتن به مبحث اصلی، میخواهم بی‌حجابی یا درست‌ترش بد‌حجابی را با حرفهای یكی از همین معترضین در روز رژه فاحشه‌ها مقایسه كنم. پیشتر بگویم رژه فاحشه‌ها یك عنوان كنایی است، نه اینكه لزوما همه معترضین آنگونه باشند. آنها حرف اصلیشان این است: « Dont tell me how to dress , Tell him not to Rape! » یعنی «به من نگویید چگونه لباس بپوشم، به آنها بگویید تجاوز نکنند!»...

فكر كنم كمی بهتر شد وسوء تفاهمات برطرف شد، این جمله معروف را كمی خفیف‌تر در سطح جامعه خودمان از كسانی كه بد‌حجاب هستند شنیده‌ایم كه : «به من نگویید چگونه لباس بپوشم، به آنها بگویید نگاه نکنند!». حتی بعضی از روشنفكران هم به نام دفاع از حقوق زنان چنین جملاتی گفته‌اند.

اما...

نكته‌ای كه می‌خواهم بگویم این است: «همان قدر كه یك دختر به پوشیدن یك لباس وجلوه كردن در آن علاقه دارد واین از ذاتیات اوست و به جای خود باید این كار را بكند وحقوقش در آن رعایت شود؛ به همان اندازه یك پسر از دیدن اندام یك دختر وتمایزات وبرجستگیهای بدن یك دختر لذت می‌برد واین از ذاتیات اوست و به جای خود باید این كار را بكند وحقوقش در آن رعایت شود.»

اما مشكل در اینجا چیست؟

مشكل آن است كه حاضرین رژه فاحشه‌ها در غرب و بدحجاب‌ها در كشور خودمان در این تزاحم موجود در خواسته ومیل هر دو جنس، فقط خود را می‌بینند ودیگری را اصلا توجهی نمی‌كنند. همانقدر كه یك دختر یا زن پوشیده وقتی مورد تجاوز ویا نگاه مسموم یك نامرد قرار میگیرد ، این بی‌عدالتی است به همان اندازه وقتی یك دختر یا زن با پوششی نامناسب در جلوی شخصی ظاهر می‌شود و از او انتظار دارد كه كاری نكند یا واكنشی نشان ندهد بی عدالتی است. اما بی عدالتی نوع دوم به نظر من اگرچه كمتر بنظر میرسد ولی آثار زیانبارتری دارد، چرا كه فرد مذكر را تحریك كرده ورها وامیگذارد.

من نظرم این است كه اگر دختر  یا زنی پوشش نامناسبی داشت واین باعث تحریك پسر یا مردی شد، اگر تحریك به نگاه هرزه وخدای نكرده تجاوز و... به زن یا دختری كشید كه پوشش او برمبنای همان عدالت است، گناه این كار هم برگردن آن پسر یا مرد است وهم بر گردن آنكه باعث تحریك او شده.

بحث را جمع میكنم: مباحثی مطرح شده ، نه دفاع از عملی ناشایست است ونه انتقاد از مخالفین آن. بلكه اگر تعصبات دخترانه یا زنانه فمنیستی را كنار بگذاریم، در جامعه همانطوری كه جنس مونثی داریم با ویژگیها وتمایلات خاص خودش، جنس مذكری هم داریم با ویژگیها وتمایلات خودش. همانگونه كه یك جنس مونث دوست دارد، جلوه كند وزیباییش را نشان دهد، جنس مذكر هم دوست دارد زیبایی را ببیند واز آن لذت ببرد. عادلانه نیست كسی بگوید:«من آره، تو نه!».

نكته مهم: شاید بپندارید جایی سخن از تفاوت مذكر ومونث می‌گوییم وجایی سخن از یكی بودن آنها. این تناقض است! اما نكته دقیقا همینجاست! در كلیات مونث ومذكر یكی هستند، آنچنانكه وقتی از دور موضوعی را میبینیم ، بیشتر تشابهات نظرمان را جلب می‌كند، اما وقتی نزدیك می‌شویم به جزئیات وتفاوت‌ها توجه بیشتری میكنیم. (دقت كنید!) كسانی كه سخن از همپایه شدن مونث ومذكر ‌میگویند، انسانها را با كلیات می‌بینند! او را حیوانی مثل حیوانات دیگر می‌بینند كه گاهی نر وماده‌اش هم مشخص نیست! اما اسلام چه؟ اسلام برای هر موضوع، موضع مناسب را دارد، آن زمان كه طبیعت انسان مدنظر اوست، مونث ومذكر از یك نفس آفریده شده‌اند، زمانی كه بحث نیازها ، تمایلات و... پیش می‌آید، انسانی می‌بیند، میگوید مذكر ویژگیش این است، پس چنین كند، مونث ویژگیش این است، پس چنان كند!

 

معذرت میخواهم اگر مطالب را بی‌پرده نوشتم، اگرچه بنظرم چاره همین است، جمعیت بسیار جوانان پیش از ازدواج ایرانی باید با خیلی از مسائل آگاه شوند. مطلب را با كمك شما ، باز هم ادامه خواهم داد...


...
برچسب ها: روابطه، جنسی، رژه فاحشه، ‌Slut، Walk‌Slut، دختر، پسر، مذكر، مونث، جنس مخالف، اجتماعی، زن، مرد، حقوق زن، Rape، تجاوز، بدحجاب، حجاب، فحشا،
دیدگاه ()
نوشته شده در دوشنبه 1391/09/20 به دست ابراهیم شفیعی



.: تاحالا قرآن رو از اول تا آخر خوندی؟؟؟







 










سلام، ﺷﻬﻴﺪ