تبلیغات
مقدس ترین كتاب دنیا - اشك زینب از دستان [بریده] توست!


مقدس ترین كتاب دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم
ای بی‌خبر از سوختن وسوختنی
عشق آمدنی بود ، نه آموختنی

سلام من ابراهیم شفیعی ساکن شهر قدیمی و تاریخی زرقان فارس هستم و الآن دانشجوی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام خمینی (ره)...
تو این وبلاگ میتونید مطالبی رو كه من در مورد دین مبین اسلام ، قرآن ، ادیان ، زبان‌ها و سایر موضوعات می‌نویسم بخونید...












 .: تعداد مطالب :
 .: تعداد نویسندگان :
 .: آخرین بروزرسانی :
 .: بازدید امروز:
 .: بازدید دیروز :
 .: بازدید این ماه شمسی :
 .: بازدید ماه شمسی قبل :
 .: بازدید کل :
 .: آخرین بازید :




اشك زینب از دستان [بریده] توست!

بسم الله الرحمن الرحیم

اشعار ونوحه‌های عربی عراقی، زیبایی‌های خاصی دارند، یعنی هم شعراء وهم رادود‌ها كه همان نوحه‌خوانهای عراقی هستند، به سبك‌های بسیار جذاب ودلنشینی شعر می‌سرایند ونوحه‌ می‌خوانند. دراین مطلب ترجمه‌ای از نوحه سروده آقای «عبدالخالق المحّنه» و صدای «ملا باسم الكربلایی» گذاشتم. امیدوارم استفاده كنید وبرای من دعا كنید.

البته آقای حسین روستایی ترجمه‌ای از این شعر در وبلاگ خود انجام داده‌اند [ترجمه]؛ بنده در ترجمه از مطلب ایشان استفاده كرده‌ام اما ترجمه من كمی متفاوت است.

یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

باسم الكربلائی - الم وعتاب 2011

دمــــع        زیـنـب        عــلــى        زنــــودك

اشك زینب از دستان [بریده] توست!

جــمــر یــنـزل ...عـتـب یـحـمـل... عـلـى وعـودك

آتش می‌بارد؛ سرزنش می‌كشد بر وعده تو.

یــبــو  الاحــســاس... كــلام الـنـاس... یـأذیـنـی

ای كه اهل احساسی، حرف[های] مردم آزارم می‌دهد.

عــلــى الــجــفــیـن ...اسـألـك ویـن... دلـیـنـی

از تو می‌پرسم: دو كف دست كجاست؟ راهنماییم كن!

 

یـعـبـاس  الاخـت  مـهـیـوبة بخوتها...اذا جار الزمان و راد ذلتها

ای عباس! خواهر نسبت به برادرانش بیم دارد، آن زمان كه زمان ستم می‌كند و می‌خواهد كه او را خوار كند!

عـجـیبة  إلعدها مثلك تجری دمعتها...على عنادك تشوف عداك ضربتها

عجیب است كه او تو را دارد واشكش فرو می‌ریزد.... می‌بیند كه دشمن تو ، از سر دشمنی با تو او را می‌زند!

یــمــن      رایــة     عــلــی     بــیــمــنــاك

ای كه پرچم در دست راست توست

خــلــص صـبـری... بـعـد خـدری... اجـیـت انـخـاك

شكیباییم پایان یافت ... پس از [اندكی] درنگ ... بسویت آمدم!

یـضـی عـیـنای تعال ویای حاجینی ... على الجفین اسألك وین دلینی

ای نور چشمانم ، بیا و با من سخن بگو.... از تو می‌پرسم: دو كف دست كجاست؟ راهنماییم كن

 

اجـه الـسـلاب یـمی یالغیور افزع...اخت عباس قلته و ما قبل یرجع

تاراجگر با من می‌آید؛ ای با غیرت نگران شو...او را گفتم: خواهر عباسم؛ نپذیرفت كه برگردد!

ضـحـك  من شاف حالی وشاهد المدمع...یقول على النهر كفالج اتقطع

آنكه حال مرا دید و ریختن اشكم را مشاهده كرد، خندید!...می گوید كنار رودخانه مثل [انسان] فلج تكه تكه شد!

عــلــى  الــشــاطــی  یــلــیــث  الــغــاب

كنار رودخانه! ای شیر جنگل!

اجــیــت اركـض ... قـلـب یـنـبـض... ألـم وعـتـاب

دوان دوان آمدم...قلبم درد وسرزنش را احساس می‌كند

یـزیـنـب  قال اشوف الحال اعذرینی ... على الجفین اسألك وین دلینی

گفت :ای زینب! اوضاع را می‌بینم، مرا ببخش، از تو می‌پرسم: دو كف دست كجاست؟ راهنماییم كن

 

یمن دقیت صدرك و آنه طاوعتك... ابد عالبال ما چانت تعوف اخــتك

ای كه بر سینه‌ات كوفتی ومن هم به همراهت بر سینه كوفتم... هرگز در فكرم نبود كه تو خواهرت را رها می‌كنی

اجونی  إلخیمتی مرعوبة حشــمتك... شفت بس إلضربنی وانت ما شفتك

به سوی خیمه من آمدند، ترسان منتظرت بودم...فقط دیدم كه مرا می‌زنند وتو را ندیدم!

عــجــب    نــایــم    یــســیــف   الــمــوت

عجیب است خوابی ای شمشیر مرگ

ســكــن ونــك ... و لا چنـك... سـمـعـت الـصـوت

ناله‌ات ایستاد...انگار صدا نمی‌شنوی

ولـتـنـی اعداك اضل برجاك حاچینی ... على الجفین اسألك وین دلینی

دشمنانت بر من چیره شدند، به امید تو می‌مانم، با من سخن بگو... از تو می‌پرسم: دو كف دست كجاست؟ راهنماییم كن

 

عـجـیـبـة  شلون  تقدر تبتعد عنی... انا منك جزء وانت جـزء منی

عجیب است! چگونه می‌توانی از من دور شوی...من جگرگوشه توأم وتو جگرگوشه من!

عـشـت لـیلك سهر لو ما غمض جفنی... اذا گلبی انجرح گلبك یألمنی

شب گذشت وچشمانم برهم نرفت...از آن هنگام كه قلبت به درد آمد، قلبم مرا غمگین می‌كند!

یــبــو        فــاضــل        عــشــت        ویــای

ای ابوالفضل تنها شدم

عــمــر حــتــه... صـرت انـتـه... الـهـوا و الـمـای

عمرم به سر آمد...تو آب وآرزو شدی

اروح ویـاك جـمـر فـرقـاك یچوینی... على الجفین اسألك وین دلینی

میروم و آتش دوریت مرا می‌سوزاند... از تو می‌پرسم: دو كف دست كجاست؟ راهنماییم كن

 

 

 

 

منابع:

آقای حسن روستایی نیز در وبلاگ خود ترجمه‌ای از این شعر زیبا دارند، كه از آن بهره برده‌ام. اما ترجمه بنده متفاوت از ایشان است. (ترجمه آقای حسن روستایی)

دانلود نوحه تصویری (من ترجمه را ندیده‌ام!)

معجم المصطلحات العراقیة الشائعة الاستخدام. الطبعة الخامسة. 2011.

شعر دمع زینب علی زنودك


...
برچسب ها: امام، حسین، ملا باسم، عربی، نوحه، رادود، زینب، دمع، محرم، عباس، ابوالفضل، كربلا، دارجة، عراق، موكب، ترجمه،
دیدگاه ()
نوشته شده در چهارشنبه 1391/09/29 به دست ابراهیم شفیعی



.: تاحالا قرآن رو از اول تا آخر خوندی؟؟؟







 










سلام، ﺷﻬﻴﺪ