تبلیغات
مقدس ترین كتاب دنیا - نگاهی روانشناسی به قضا شدن نماز صبح وارتباط آن با گناه


مقدس ترین كتاب دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم
ای بی‌خبر از سوختن وسوختنی
عشق آمدنی بود ، نه آموختنی

سلام من ابراهیم شفیعی ساکن شهر قدیمی و تاریخی زرقان فارس هستم و الآن دانشجوی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام خمینی (ره)...
تو این وبلاگ میتونید مطالبی رو كه من در مورد دین مبین اسلام ، قرآن ، ادیان ، زبان‌ها و سایر موضوعات می‌نویسم بخونید...












 .: تعداد مطالب :
 .: تعداد نویسندگان :
 .: آخرین بروزرسانی :
 .: بازدید امروز:
 .: بازدید دیروز :
 .: بازدید این ماه شمسی :
 .: بازدید ماه شمسی قبل :
 .: بازدید کل :
 .: آخرین بازید :




نگاهی روانشناسی به قضا شدن نماز صبح وارتباط آن با گناه

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید خیلی وقتها پیش اومده که نماز صبح انسان قضا میشه! از طرفی خیلیها ممکنه شنیده باشند که قضا شدن نماز صبح ربط مستقیمی به گناه داره! من در این نوشتار با تحلیلی که رنگ و بوی روانشناسی داره کمی این موضوع رو باز میکنم! البته ناگفته پیداست که این تحلیل رو میشه بسط داد و در مورد موضوعات دیگری هم که توفیق انجام دادنش از انسان سلب میشه ، همین نتیجه رو گرفت...!

نخست باید دید که از بعد خاص این دیدگاه ، گناه چیست؟

گناه را من فعل یا انفعال مذمومی میدانم که بر خلاف سفارش و تاکید دین انجام میگیرد و برای انجام گرفتن آن باید اتفاقاتی بیافتد! یکی از اتفاقات مهمی که باید رخ دهد تا گناهی انجام شود آن است که ذهن انسان عواقب ، خطرات وپیامدهای انجام عمل را بپذیرد! یعنی آنچه که من در اینجا دنبال آن هستم آن اعمالی است که خود شخص میداند انجام دادن آنها مذموم وناپسند است اما با این وجود به انجام دادن آنها مبادرت میورزد! پس از انجام دادن این اعمال اتفاقی که میافتد همین تغییرات روانی است که من آنها را در قضا شدن نماز صبح هم دخیل میدانم وشاید دلایل اصلی قضا شدن نماز صبح باشند.

برای برخواستن و برپاداشتن نماز صبح به نظرم 3 موضوع خیلی مهم روانی وجود دارد:

1. شخص اقامه نماز را امری واجب وحتمی برای خودش بداند وترک ان را مذموم بداند.

2. توانایی هماهنگ کردن بدن را با روح وفکر خود داشته باشد ؛ یعنی وقتی ذهنش در مرحله قبلی برپاداشتن نماز را واجب دانست و خلاف آن را مذموم ، اکنون بتواند جسمش را با روح وذهنش هماهنگ کرده و به نتیجه مطلوب برساند.

3. لذت گرایی که در انجام دادن گناه به اوج خود میرسد وشاید دلیل مهمی باشد که یک مسلمان با وجود اینکه میداند عمل نادرستی است انجام میدهد یا عملی است که باید انجام دهد ، انجام نمیدهد.

 

بر این اساس نخستین اتفاق پس از انجام دادن عمل مذموم (والبته پیگیری ومداومت برآن) این است که شخص از عواقب ترک یا انجام عمل غافل میشود و دیگر عمل مذموم برای او به شکل مباح درمیآید ؛ یعنی قبح آن از بین میرود. همین از بین رفتن قبح یکی از عوامل سستی برای برخواستن وبرپاداشتن نماز صبح است. شخص ممکن است با پرداختن به اموری که انجام دادن آنها را به راحتی مانع سر وقت بیدار شدن در صبح روز بعد میداند از یک طرف و از طرف دیگر با بی اهمیت شدن برپاداشتن نماز در سروقت خودش ، نتواند نماز صبحش را ادا کند. برای مثال بیدار ماندن تا دیر وقت ، پرداختن به کارهای بیهوده و ... از عوامل پیش از هشیار شدن و بی اهمیتی و یا بی حوصلگی پس از هشیار شدن به علت بی توجهی به اهمیت نماز صبح!

اهمیت روانی انجام دادن گناه و از بین رفتن قدرت واراده برای هماهنگ کردن جسم با روح وذهن را باید در این موضوع جستجو کرد که اصولا تا انسان نخواهد و خواست در او پدید نیاید ، کاری انجام نمیدهد! وقتی که میزان خواست به حدی پایین میاید که نمیتواند جسم را به یک کار وادار کند آن وقت است که ممکن است شما فکر کنید که علاقه دارید برای نماز صبحتان بیدار شوید اما نمیتوانید!

عامل دیگر آنکه اساسا شاید بتوان عمده گناهانی را که یک شخص مسلمان انجام میدهد بر اثر لذت دانست! یعنی موضوعی که سد راه طرف میشود تا عمل مخالف آموزه های دینی را انجام دهد لذت است. همین لذت گرایی عامل دیگری است که نمیگذارد صبح از خواب شیرین دل بکند و نماز بر پادارد. به عبارت دیگر انجام بیشتر گناه همان و لذت خوابیدن و به تبع آن بیدار نشدن برای نماز صبح همان.

 

البته پوزش میخواهم اگر نتوانستم بحث را زیاد باز کنم! فقط خواستم موضوعی که برای خودم دغدغه شده بود و با آن به این نتیجه رسیدم را درمیان بگذارم! هدف اصلی من پیوند دادن این دو موضوع باهم بود! به عبارتی خواستم بگویم a در روان انسان باعث انجام دادن b میشود و همین روان انسان که در آن a  وجود دارد باید شخص را برای c آماده کند! وقتی b  و c با هم در تعارض وهردو با a  در ارتباط هستند ، ناچارا یکی از c  و b در این ارتباط حذف خواهند شد! یعنی وقتی میشنویم ارتباط نماز با گناه ؛ آنچه که از بعد روانشناسی به نظر میرسد بین این دو مشترک باشد روان انسان و تاثیرات وتعاملاتی است که با نماز و گناه دارد!


...
برچسب ها: prayer، نماز، صبح، نمازصبح، قضا، ادا، روانشناسی، انسان، دین، خدا،
دیدگاه ()
نوشته شده در دوشنبه 1392/02/9 به دست ابراهیم شفیعی



.: تاحالا قرآن رو از اول تا آخر خوندی؟؟؟







 










سلام، ﺷﻬﻴﺪ