تبلیغات
مقدس ترین كتاب دنیا - پارادوکس مولوی


مقدس ترین كتاب دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم
ای بی‌خبر از سوختن وسوختنی
عشق آمدنی بود ، نه آموختنی

سلام من ابراهیم شفیعی ساکن شهر قدیمی و تاریخی زرقان فارس هستم و الآن دانشجوی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام خمینی (ره)...
تو این وبلاگ میتونید مطالبی رو كه من در مورد دین مبین اسلام ، قرآن ، ادیان ، زبان‌ها و سایر موضوعات می‌نویسم بخونید...












 .: تعداد مطالب :
 .: تعداد نویسندگان :
 .: آخرین بروزرسانی :
 .: بازدید امروز:
 .: بازدید دیروز :
 .: بازدید این ماه شمسی :
 .: بازدید ماه شمسی قبل :
 .: بازدید کل :
 .: آخرین بازید :




پارادوکس مولوی

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید همه شما این بیت معروف رو از مولوی شنیده باشید که:

پای استدلالیان چوبین بود     پای چوبین سخت بی تمکین بود

عمده افراد برداشتی که از این بیت دارند این است که پس باید استدلال و از جهت دیگر فلسفه را کنار گذاشت و بسیاری از افراد برای نفی فلسفه به هر صورتش آنرا شاهد میآورند!

در این نوشتار در پی توضیح بیشتر این بیت مولانا هستم!

پارادوکس که یک واژه مرکب یونانی به معنای «فرا اعتقاد» است را برای نشان دادن جملاتی استفاده میکنند که صدق اون جمله وصدق نقیض اون هر دو به تناقض منتهی بشه! برای مثال یک پارادوکس معروف به نام پارادوکس دروغگو وجود داره که به این صورته: "این جمله دروغ است!" حالا اگر این جمله رو معادل X قرار بدهیم وبگوییم جمله X راسته ، اون وقت خود این جمله راست داره میگه که دروغه! واگر هم بگوییم که X دروغ است ، چون یه جمله یا دروغه یا دروغ نیست(راسته) وقتی درون X رو که جمله دروغیه نگاه میکنیم میبینیم گفته دروغه! دروغی که دروغی باشه پس میشود راست!

همینطور یه پارادکس دیگر داریم با نام پارادکس اپیمنیدس که اهل جزیره کرت بود، ایشون گفته اند که "همه اهالی جزیره کرت همیشه دروغ میگویند!" اگر به پارادوکس قبلی نگاه کنیم و مطابقت بدیم با اینکه خود اپیمنیدس هم کرتی هست ، بعد به همون تناقضات برمیگردیم!

اما درمورد بیت مولانا! اگر اندکی با فلسفه ومنطق آشنایی داشته باشیم ، حتما با اصطلاح صغرا و کبرا و نتیجه حاصل از اون آشنا هستیم! این اصطلاحات در استدلال قیاسی منطقی کاربرد دارند! یک نوع استدلال قیاسی منطقی با نام قیاس اقترانی حملی داریم که در آن پس از ذکر دو مقدمه به یک نتیجه میرسیم!

برای مثال: هر آهنی فلز است (صغری)؛ هر فلزی رساناست (کبری) = پس هر آهنی رساناست.(نتیجه ای حکم)

بیت مولانا دقیقا یک استدلال دارای صغرا و کبرا است به این صورت:

پای استدلالیان چوبین است (صغری) ؛ پای چوبین سخت بی تمکین است (کبری) = پس پای استدلالیان سخت بی تمکین است!

در نتیجه ما در بیت مولوی فقط قسمت آخر یعنی نتیجه را نداریم! واین موضوع گاهی به سبب روشنی و از آن جهت که متن ادبی است و نه فلسفی بیان میشود ، حالا این سوال پیش میآید که چطور مولوی پای استدلالیان را ضعیف میداند وخودش استدلال میکند؟

چرا که مثلا اگر مفاد سخن مولوی را بپذیریم ، پس هر کسی که استدلال میکند واستدلالی است پایش چوبین است ، خود مولانا هم استدلال کرده است ، پس آیا پای مولانا هم چوبین است؟؟؟ 


...
برچسب ها: مولوی، شعر، ادبیات، فلسفه، پارادوکس، صغری، کبری، منطق، استدلال،
دیدگاه ()
نوشته شده در سه شنبه 1392/02/31 به دست ابراهیم شفیعی



.: تاحالا قرآن رو از اول تا آخر خوندی؟؟؟







 










سلام، ﺷﻬﻴﺪ