تبلیغات
مقدس ترین كتاب دنیا - گفتاری در مورد معجزه بودن قرآن


مقدس ترین كتاب دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم
ای بی‌خبر از سوختن وسوختنی
عشق آمدنی بود ، نه آموختنی

سلام من ابراهیم شفیعی ساکن شهر قدیمی و تاریخی زرقان فارس هستم و الآن دانشجوی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام خمینی (ره)...
تو این وبلاگ میتونید مطالبی رو كه من در مورد دین مبین اسلام ، قرآن ، ادیان ، زبان‌ها و سایر موضوعات می‌نویسم بخونید...












 .: تعداد مطالب :
 .: تعداد نویسندگان :
 .: آخرین بروزرسانی :
 .: بازدید امروز:
 .: بازدید دیروز :
 .: بازدید این ماه شمسی :
 .: بازدید ماه شمسی قبل :
 .: بازدید کل :
 .: آخرین بازید :




گفتاری در مورد معجزه بودن قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوعی که میخوام اینجا مطرح کنم راستش موضوعیه که هروقت با عنوان اعجاز قرآن روبرو میشم به ذهنم میرسه و گفتم که اینجا هم مطرحش کنم!

عمده افراد نگاهشون به کتابهای آسمانی و به خصوص قران نگاه نادرستیه! چطور؟ افراد فکر میکنند مثلا ملاک برتری یک کتاب نسبت به کتاب دیگر همون پر معجزه بودنشه در حالیکه معجزه سوای از اینکه یکی از نشانه های حقانیته اما تنها دلیلش نیست و حتی کاربرد معجزه هم اینطوری نیست که کسی که اهل تدبر و دقت باشه بخاطر معجزه ایمان بیاره!


من یه مثال میزنم تو ارتباط بین حقیقت و زیبایی ظاهری کلام (معجزه) و از شما میخوام به من پاسخ بدید!

شخصی جایی نشسته و یه پسر کوچولو که زبونش هم میگیره دوان دوان میاد و با زبانش که هی میگیره میگه که :"آتیش گرفته مغازت!!!!!!" آیا شخص پس از شنیدن این حقیقت لحظه ای به ذهنش خطور میکنه که این چرا اول مقدمه نچید؟ یا اینکه چرا به جای "آتش" گفت "آتیش!" یا چرا جای مفعول رو اول جمله قرار نداده و بگه "مغازت آتیش گرفته!" و سوالات از این دست! یا شخص دیگری رو تصور کنید که حتی لال باشه! این شخص با حرکاتش میفهمونه که آتیش گرفته! آیا باز سوالات از این دست پیش میاد یا اینکه مهمتر و بلکه اصل برای اون شخص همین آتیش گرفتن مغازشه؟؟؟

میخوام عرض کنم آنچه که کتب آسمانی در اصل دارند انتقال میدهند حقیقت است! نه فقط ظاهر کلام! آنچنانکه گاهی بعضی ظاهر کلام باعث میشه از حقیقت چشم بپوشند و یا برعکس به حقیقت روی بیارند!

خوب ممکنه کسی بگه پس معجزه به چه درد میخوره؟ نظر من اینه که معجزه قوام دهنده ایمان است نه ایجاد کننده اون ویا حتی از بین برنده اون! یعنی افراد با ایمان وقتی معجزه رو میبینند یا به هر صورتی درک میکنند این معجزه ایمانشون رو قویتر میکنه! برای مثال حضرت ابراهیم علیه السلام در سوره بقره آیه 260 از خدا میخواد که کیفیت زنده شدن پرندگان رو بهش نشون بده و خداوند از ایشون سوال میکنه که "آیا ایمان نیاوردی؟" وایشون پاسخ میدهند که "چرا! اما تا دلم آرامش بگیرد!" ویا اینکه ایمانم قوام پیدا کنه! نکته همینجاست که خداوند قبل از معجزه از ایشون میپرسه آیا ایمان نیاوردی؟؟؟ بنظرم این نشون میده که حضرت برهانهایی دارند که ایمانشون بر اونها استواره و در این مرحله برای تقویت ایمان و قوام اون که به قلب برمیگرده چنین چیزی رو طلب میکنند!

یعنی رجوع به معجزه برای انسان اهل تدبر و تفکر مرحله بعد از ایمانه! اگرچه میدونم همه اهل تفکر وتدبر نیستند! مطرح کردن این موضوع برای این بود که احساس میکنم گاهی ما راه رو داریم برعکس میریم! نه ارائه معجزه های لفظی دلیل اصلی حقانیت کتابهای آسمانی و به خصوص قران است و نه از اون طرف احتمالا عدم ارائه دال بر عدم حقانیت خواهد بود! ویا حتی زیر سوال رفتن مواردی که به عنوان معجزه مطرح شده باعث از بین رفتن ایمان!

یه مثال دیگه بزنم و نکته جالبی رو عرض کنم ، در سوره اعراف آیه 105 حضرت موسی علی السلام به فرعون میگه :"شایسته است که بر خدا جز سخن حق نگویم! من از جانب پروردگارتان با بینه(دلیل روشن) آمده ام...." حضرت موسی به فرعون میگه من با بینه یا دلیل روشن اومدم اما فرعون تو آیه 106 تو جواب حضرت موسی میگه :"اگر با نشانه (منظورش معجزه است) آمده ای ارائه کن!" یعنی تفاوتی بین این دو دیدگاه وجود داره! دیدگاهی که بینه و شواهد اصیلی رو در اختیار داره و اون دیدگاهی که پس از اون بینه که چیزی ازشون نفهمیده از حضرت موسی معجزه میخواد واینجاست که حضرت عصاش رو میندازه وتبدیل به اژدها میشه وبعد هم دستش رو در گریبان میبره و سفید وروشن میشه! بعد جالب اینجاست که بر اساس عرض بنده که معجزه ایجاد کننده ایمان نیست ، افراد دور و اطراف فرعون پاسخ میدهند که :"بدون شک این مرد ساحری داناست"!!!!!! بعد این سوال همیشه برای من بوده و هست که چطور ساحرینی که فرعون بعد از این ماجرا دعوت میکنه ، بعد از اینکه سحرهاشون رو میندازند و عصای حضرت موسی اونها رو میبلعد ، بلافاصله بعد از دیدن این معجزه بدون اینکه حضرت موسی سخنی به ایشان گفته باشه در آیات 120 به سجده میافتند ، در 121 و 122 میگویند به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم و وبعد که موسی در آیات 123 و 124 اونها رو تهدید میکنه که شما رو خواهم کشت و به صلیب خواهم کشید اونها در آیه 125 از معاد حرف میزنن و میگویند "ما به سوی پروردگارمان باز میگردیم!" و در آیه بعد هم که میگویند "تو ما رو مجازات نمیکنی مگر وقتی که ما به نشانه های پروردگارمان ما ایمان آوردیم وقتی که برایمان آمد" و بعدش دعا میکنند که خدایا به ما صبر بده و ما رو مسلمان وتسلیم امر خودت بمیران!!!!!!

این داستان بسیار زیبا بنظر من این حقیقت رو بیان میکنه که اون چیزی که اینها از حضرت موسی میدونستند با این موضوع قوام پیدا میکنه تا حدی که بدون هیچ سخنی یکهو همه آنچه رو که حضرت موسی علیه السلام تعلیم میداده ، در اون جلسه با قوامی که از دیدن معجزه در دلشون پیش میاد بیان میکنند و حتی از تهدید فرعون هم باکی ندارند و میگویند اصل مسلمان و تسلیم امر خدا بودن و مردن است! یعنی بنظر بنده این ساحران ایمان در دلشون بوده اما معجزه این ایمان رو قوی میکنه و به این مرتبه میرسونه که با دیدن حقانیت وحقیقت ورای معجزات حضرت خیلی سریع هم بیان میکنند که ما ایمان آوردیم به خدای موسی و هارون و معاد و از تهدید فرعون هم هراسی به دل راه نمیدهند!

البته این خلاصه نظر من در این مورد بود که سعی کردم بصورت مفید هم باشه! امیدوارم اگر کسی مشکلی درش میبینه بیان کنه!


...
برچسب ها: قرآن، معجزه، پیامبر، نظریه، موسی، ابراهیم، miracle،
دیدگاه ()
نوشته شده در یکشنبه 1392/04/16 به دست ابراهیم شفیعی



.: تاحالا قرآن رو از اول تا آخر خوندی؟؟؟







 










سلام، ﺷﻬﻴﺪ