تبلیغات
مقدس ترین كتاب دنیا - روزه زوری!!!


مقدس ترین كتاب دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم
ای بی‌خبر از سوختن وسوختنی
عشق آمدنی بود ، نه آموختنی

سلام من ابراهیم شفیعی ساکن شهر قدیمی و تاریخی زرقان فارس هستم و الآن دانشجوی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام خمینی (ره)...
تو این وبلاگ میتونید مطالبی رو كه من در مورد دین مبین اسلام ، قرآن ، ادیان ، زبان‌ها و سایر موضوعات می‌نویسم بخونید...












 .: تعداد مطالب :
 .: تعداد نویسندگان :
 .: آخرین بروزرسانی :
 .: بازدید امروز:
 .: بازدید دیروز :
 .: بازدید این ماه شمسی :
 .: بازدید ماه شمسی قبل :
 .: بازدید کل :
 .: آخرین بازید :




روزه زوری!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات دوستان عزیز ، برادران و خواهران گرامی ، مطلبی رو میخوام در این نوشتار خیلی کوتاه عرض کنم که شاید انسان رو به شدت آزار میده! و اون هم "روزه زوری!" هستش! کسانی که مطالب وبلاگ رو پیگیری کرده باشند ، میدونند که پارسال هم در مطلبی با عنوان "روزه در ادیان الهی" انتقادی رو مطرح کردم که برای اینکه هر دومطلب برامون جا بیفته ، اون قسمت مهم پارسال رو میارم.

در یكی از سایت‌های مسیحیان فارسی زبان پروتستان ، در مقاله ای با عنوان روزه یه خاطره نوشته شده بود :" «یكی از اولین خاطرات من در مورد روزه، مربوط به دوران نوجوانی می باشد. در یكی از روزهای گرم تابستان سوار اتوبوس شركت واحد شدم. به دلیل نبودن جای خالی خودم را راضی كردم كه روی یكی ازصندلی های آخر اتوبوس كه معمولاً گرمتر از هر جای دیگر بود، بنشینم. ماه رمضان بود و با وجود اینكه هنوز وقت زیادی به ساعت افطار مانده بود مردم بیقرار به نظر میرسیدند. پسركی كه مشغول خوردن تكه‌ای نان بربری بود با دیدن نگاههای سنگین مسافرین پشت سرش برمیگشت و در پناه مادر به خوردن ادامه می داد. با خود فكر میكردم اگر می توانست، فریاد می‌زد كه «باور كنید من هنوز خیلی كوچكم!» ایستگاه بعدی، مسافرین تازه ای از در جلو سوار اتوبوس شدند و در آن بین خانم زنبیل به دست نسبتاً پیری هم به چشم می‌خورد. اتوبوس هنوز راه نیفتاده بود، كه خانم پیر با صدایی بلند سرنشینان اتوبوس را مورد سرزنش قرار داده و گفت: « خجالت نمی‌كشن! من پیرزن با زبان روزه باید سرپا باشم و این نر...ها همین طوری نشستن! » چند نفری از همان جلو دستپاچه از جا بلند شدند كه تا هنوز آبروریزی نشده قائله را ختم كنند.»"

اما سخن امسال بنده چیست؟

شاید شما هم مثل من با این موضوع برخورد کرده اید که بعضی ها مثل اینکه روزه به گردنشان افتاده و دیگر زشت است روزه نگیرند ، به تعبیری اُفت دارد و ... با هر بدبختی هست این یک ماه را روزه میگیرند. منظورم کسانی نیستند که با زحمت فراوان روزه میگیرند ، بلکه افراد خاصی را میگویم که از پیش از ماه رمضان عزا میگیرند و روحیه همه را داغون میکنند که إی وای چند روز دیگر ماه رمضان است ، ماه رمضان که میرسد هر روز میگویند إی وای خیلی گرم است ، خیلی سخت است ، چند روز دیگر مانده؟ ، کی تمام میشود و...! تو گویی که اینها نعوذ بالله منت نهاده روزه گرفته اند! شخصی را میشناسم که چنان آدکلن (آب خوشبو فرانسوی!) به خود میزند که از چند متری او در این ماه نمیشود رد شد و اتفاقا اون هم از همین دسته است که هر روز میگویند کی تمام میشود و...!

عرض بنده این است که هدفمان را از روزه گرفتن مشخص کنیم. اگر هدف اجرای یک عادت هر ساله یا توقع جمع و خانواده و دوستان از ماست ، باور کنیم که این روزه گرفتن جز گرسنگی و تشنگی چیز دیگری نیست! مانند یک برده نباشیم که مجبور است امسال هم مثل سالهای گذشته روزه بگیرد! من فکر میکنم خطاب خداوند در قرآن نیز در سوره بقره آیه 183 به همین جهت به کسانی است که ایمان آورده اند. یعنی آنچه که ملاک ارزشمندی یک عمل صالح مثل روزه گرفتن است آن ایمان و نیتی است که به همراه آن است...

من فکر میکنم اگر انسانی حقیقتا به روزه گرفتن ایمان داشته باشد ، حتی اگر هوا گرم است به عنوان شکایت بیان نمیکند که من روزه هستم و هوا گرم است! که من روزه هستم و چند روز دیگر مانده؟!...

قصدم این بود که فقط این موضوع را به یاد داشته باشیم. اگر کسی سخنی به ذهنش میرسد بفرمایید!


...
برچسب ها: روزه، زوری، رمضان، صوم، ایمان، نیت، دین، اسلام، زورگیری، جوک، خنده، طنز، سرگرمی،
دیدگاه ()
نوشته شده در چهارشنبه 1392/05/2 به دست ابراهیم شفیعی



.: تاحالا قرآن رو از اول تا آخر خوندی؟؟؟







 










سلام، ﺷﻬﻴﺪ