تبلیغات
مقدس ترین كتاب دنیا - تراژدی شهادت یک امام


مقدس ترین كتاب دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم
ای بی‌خبر از سوختن وسوختنی
عشق آمدنی بود ، نه آموختنی

سلام من ابراهیم شفیعی ساکن شهر قدیمی و تاریخی زرقان فارس هستم و الآن دانشجوی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام خمینی (ره)...
تو این وبلاگ میتونید مطالبی رو كه من در مورد دین مبین اسلام ، قرآن ، ادیان ، زبان‌ها و سایر موضوعات می‌نویسم بخونید...












 .: تعداد مطالب :
 .: تعداد نویسندگان :
 .: آخرین بروزرسانی :
 .: بازدید امروز:
 .: بازدید دیروز :
 .: بازدید این ماه شمسی :
 .: بازدید ماه شمسی قبل :
 .: بازدید کل :
 .: آخرین بازید :




تراژدی شهادت یک امام

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت مولا علی علیه السلام موضوعی را که برای خودم اثرات فراوانی داشته است برای دوستان عزیز خودم مطرح خواهم.

وقتی در یک مجلس عزاداری حاضر میشویم و قرار است در آن حوادثی تاریخی ذکر شوند و انسان با شنیدن آنها تحت تاثیر قرار بگیرد ، منقلب شود و گریه کند و آنگاه ثمره هایی از این گریه کردن نصیب او شود ، خوب بهتر است پیشتر مایه های این تاثیرات را بشناسیم!

از آنجا که روایت تاریخ شهادت ائمه به نوعی تراژدیک محسوب میشود ، و همانا تراژدی نیز از جنس تجسم است ، در این مطلب و براساس موضوع پیش گفته میخواهم از نگاهی به شهادت ائمه و مخصوصا در این شبها مولا علی بنگریم که تاثیر بیشتری داشته باشد و عمق ماجرا را بیشتر درک کنیم و یا به عبارتی بهتر تجسم کنیم.

چند سال پیش وقتی قهرمان سنگین وزن بوکس جهان ، آقای کَسیوس مارسلوس کلی معروف به محمد علی کلی با یک مبارز دیگر که قهرمان جهان بود در آفریقا به روی صحنه مبارزه رفتند ، فیلم مستندی از این مبارزه ساخته شد. چند سال پیش این مستند در تلویزیون پخش شد و در تحلیل این مسابقه ، یک کارشناس آمریکایی سخن بسیار تاثیرگذاری گفت که قریب به این مضمون است :"برای من فرقی نمیکرد که محمد علی ببرد یا او! آنچه برای من بسیار تاثیرگذار بود این بود که در راند آخر وقتی روی صحنه بوکس را نگاه میکردی یک قهرمان سنگین وزن دنیا را میدیدی که قهرمانان زیادی را شکسته داده بود. آن هیکل و هیبت اکنون روی زمین افتاده بود...!"

این صحنه را تصور کنید! شخصی برای گروه و جمعی یک قهرمان است. شخصی است که همیشه پیروز با صلابت مبیدان بوده است ، هر وقت دیگران دلشان میگیرد او ملجآ و مأوای آنهاست. نمیدانم تا الان توجه کرده اید یا نه؟ اما برای یک فرزند پدرش این قهرمان است ، فرزند هیچ وقت حتی به ذهنش نمیرسد که پدرش جایی شکست بخورد ، از این رو هر جا کم میآورد به او پناه میبرد. در دید یک پسر بچه پدرش یک سوپرمن است!

اگر این حالت را خوب در ذهنتان مجسم کردید میرویم سراغ هدف اصلی من از نوشتن این متن!

حالا صحنه ای را تصور کنید که آن مرد عظیم که در خیبر را از جا کنده است ، آن که همیشه قهرمان بوده است ، آنکه همیشه مرهم زخم های دیگران بوده است ، آنکه در بستر پیامبر در آن شب خوابیده است ، این روزها در بستری...

این صحنه بسیار شکننده است!

انسان تصور که میکند میبیند انگار یک کوه به زمین نشسته! میبیند انگار...

اگرچه که هرگز فراموش نکنیم...

بیمار شود عاشق اما بنمی میرد

مه گر چه شود لاغر ، استاره نخواهد شد

امیدوارم توانسته باشم صحنه ها را انتقال دهم، راستش خودم از این صحنه خیلی متاثر میشوم! خاصه با پیوند زدن آن با ارتباط بچه ها و پدرشان! ببخشید اگر زبانم برای بیان احساسم گنگ بود!


...
برچسب ها: ضربت، شهادت، علی، امام علی، شب قدر، بوکس، محمد علی، کلی، قهرمان، آمریکا، تایسون، فریزر، تراژدی، یونان، صحنه، لذت، اشک،
دیدگاه ()
نوشته شده در سه شنبه 1392/05/8 به دست ابراهیم شفیعی



.: تاحالا قرآن رو از اول تا آخر خوندی؟؟؟







 










سلام، ﺷﻬﻴﺪ