تبلیغات
مقدس ترین كتاب دنیا - زبان میآموزیم اما ایرانی میمانیم


مقدس ترین كتاب دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم
ای بی‌خبر از سوختن وسوختنی
عشق آمدنی بود ، نه آموختنی

سلام من ابراهیم شفیعی ساکن شهر قدیمی و تاریخی زرقان فارس هستم و الآن دانشجوی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام خمینی (ره)...
تو این وبلاگ میتونید مطالبی رو كه من در مورد دین مبین اسلام ، قرآن ، ادیان ، زبان‌ها و سایر موضوعات می‌نویسم بخونید...












 .: تعداد مطالب :
 .: تعداد نویسندگان :
 .: آخرین بروزرسانی :
 .: بازدید امروز:
 .: بازدید دیروز :
 .: بازدید این ماه شمسی :
 .: بازدید ماه شمسی قبل :
 .: بازدید کل :
 .: آخرین بازید :




زبان میآموزیم اما ایرانی میمانیم

بسم الله الرحمن الرحیم

در دوران راهنمایی و دبیرستان دوست خوب و مهربانی و در عین حال باهوش و هنرمندی داشتم که از نظر اخلاق و مرام زبانزد انسانهای بسیاری بود. چند وقت پیش که خیلی اتفاقی او را دیدم ، متوجه شدم که رشته زبان فرانسه میخواند و نکته ای که توجهم را جلب کرد این بود که هم لباس پوشیدن او بسیار تغییر کرده و هم اینکه بعد فهمیدم افکارش هم...! سراغش را از یکی از دوستان دیگرمان که با هردوی ما دوست است (بود) گرفتم ؛ او هم میگفت که فلانی همیشه سری به ما میزد و سخنی میگفتیم اما دو سه سالی ست که کلا دیگر...!

نکته ای که باعث شد این مطلب را بنویسم علاوه بر موضوعی که در ابتدا عرض کردم این است که چند وقت پیش در اثر ارتباط با یکی از آشنایان ارجمند واژه Cousin را شنیدم و میخواستم ببینم بالاخره شخص مورد اشاره در فرهنگ ایرانی ما با آن آشنای ما چه نسبتی دارد؟ اگرچه بنده از قبل با مشکل فهمیدن معنای Uncle و Aunt آشنا بودم ؛ به این صورت که در فرهنگ ما دایی ، خاله ، عمه و عمو هر کدام واژه ای جداگانه را به خود اختصاص داده اند و شاید این به نوعی اهمیت موضوع را میرساند ، اما این واژه Cousin برای خودش نوبری است ؛ چراکه این واژه یک تنه برای هشت نسبت فامیلی در فارسی استفاده میشود که عبارتند از : دختر خاله ، پسر خاله ، دختر عمو ، پسر عمو ، دختر دایی ، پسر دایی ، دختر عمه و پسر عمه.

این موضوع زمانی مرا آزار میدهد که مثلا در فرهنگ ما (مخصوصا در شهرهای کوچکتر) حتی مثلا پسرعموی دخترخاله یا پسر خاله دختر عمو نیز بخشی از اقوام محسوب میشوند. برای مثال فرداشب مراسم جشن پسر دختر پسرخاله پدری بنده است و ما را هم به آنجا دعوت کرده اند. البته نمونه های بسیاری است که در فرهنگ اصیل ایرانی مردم چقدر به اینکه پیوندهایشان را با نزدیکان و یا کسانی که با آنها برخورد میکنند ، پیدا کنند ، علاقه دارند.

این یک روی سکه است و روی دیگر سکه تاثیراتی است که افراد با یادگیری زبانهای خارجی (وبطور کلی آشنایی هر گونه ای با فرهنگهای دیگر!) از فرهنگهای نامبرده میگیرند. من هنوز نفهمیده ام وقتی یک ایرانی برای یادگرفتن زبان انگلیسی  یا خواندن متون آموزشی ، به یک دختر یا زن غریبه پیشنهاد رقص یا رفتن به خانه خود را میدهند ؛ یا اینکه یاد میگیرد به انگلیسی سوال کند ساحل دریا کجاست؟ ، آیا به تفاوتهایی که بین فرهنگ ما و فرهنگی که دارد زبان آنها را میآموزد فکر میکند یا نه؟!

اگر فکر نکند و طوطی وار بیاموزد مطمئن باشید مثل کسی است که از یک دست فروش بدون اینکه دقت کند چه غذایی دارد به او میدهد غذا بگیرد ، حداقل این است که میاندیشد و بعد غذا را میگیرد اما دانسته این کار را میکند.

مطالب زیادی در زمینه زبان آموزی در ذهن من وجود دارد که هر وقت توانستم ارائه خواهم کرد. نکته ای که عمده انسانهای عادی از آن غفلت میکنند و به ان عادت کرده اند این است که باید زبان بیاموزند ، غافل از اینکه پیش از آن باید بدانند زبان ، از هر نوعش چه فارسی چه انگلیسی چه فرانسه و... چیست و چه تاثیراتی میتواند داشته باشد. باید در مورد این موضوع دقت بیشتری کرد. 


...
برچسب ها: زبان، انگلیسی، فرانسه، آموزش، نقد، مشکل، English،
دیدگاه ()
نوشته شده در سه شنبه 1392/06/19 به دست ابراهیم شفیعی



.: تاحالا قرآن رو از اول تا آخر خوندی؟؟؟







 










سلام، ﺷﻬﻴﺪ