تبلیغات
مقدس ترین كتاب دنیا - برخورد منطقی با علم زدگان غیرمنطقی


مقدس ترین كتاب دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم
ای بی‌خبر از سوختن وسوختنی
عشق آمدنی بود ، نه آموختنی

سلام من ابراهیم شفیعی ساکن شهر قدیمی و تاریخی زرقان فارس هستم و الآن دانشجوی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام خمینی (ره)...
تو این وبلاگ میتونید مطالبی رو كه من در مورد دین مبین اسلام ، قرآن ، ادیان ، زبان‌ها و سایر موضوعات می‌نویسم بخونید...












 .: تعداد مطالب :
 .: تعداد نویسندگان :
 .: آخرین بروزرسانی :
 .: بازدید امروز:
 .: بازدید دیروز :
 .: بازدید این ماه شمسی :
 .: بازدید ماه شمسی قبل :
 .: بازدید کل :
 .: آخرین بازید :




برخورد منطقی با علم زدگان غیرمنطقی

بسم الله الرحمن الرحیم

در این نوشتار درصدد مطرح کردن مطلبی هستم که بارها در دنیای مجازی با اون روبرو شدم. در توضیح عنوان مطلب باید بگم که برخورد منطقی یعنی برخوردی که هرشخصی با اندکی توجه میتونه اون رو متوجه بشه و بپذیره , اما علم زدگان چه کسانی هستند؟ تا اونجایی که من دیدم یا مثلا دانشجویی تازه وارد یه رشته است یا اینکه اگر فارغ التحصیل شده اونطوری که باید شاید نفهمیده که علوم مختلف علی الرغم پیشرفتها , نقاط مبهمی دارند و یا مشکلاتی رو هم ایجاد کردند و اضافه غیرمنطقی هم تاکیدی بر نادرستی گرایش هستش!

چند وقت پیش دیدم یک نفر آیه ای از قرآن رو که در اون خداوند کسانی که نافرمانی میکنند رو به بوزینه مسخ میکنه آورده و اون رو نمادی از خرافی بودن قرآن گرفته و سپس نتیجه گرفته که پس اسلام و کلا اعتقاد به دین و در آخر هم خدا خرافه است! وبعد برای چاشنی هم حدیثی از بحارالانوار آورده که در اون گفته شده مثلا فلان حیوان , انسان گناهکاری است که به فلان حیوان تبدیل شده!

من درصدد این هستم که بگم اگر شما با چنین اظهار فضلهایی روبرو شدید بدونید چقدر سست است!

چطور؟ ما فرض رو بر این میگیریم که حرف شخص و اعتراضش به آیه درست باشه (میخوام سستی استدلالش رو مشخص کنم), وقتی کسی آیه ای از یک کتاب که یک بخش از اون کتاب هست رو به عنوان یک عقیده خرافی میپذیره , نهایت نتیجه ای که میتونه بگیره با کلی ارفاق اینه که "بخشی از اون کتاب خرافی است!" , در مرحله بعد اگر تعداد این آیه ها غالب باشه , تازه میتونه بگه "فلان کتاب خرافی است!" و از اون به بعد اگر بخواد مثلا اسلام رو دین خرافی بدونه و بعد هم ردش بکنه باید اصول اساسی اسلام رو زیر سوال ببره , پس ازاون اگر بخواد بگه کلا ادیان باطل هستند باید دلیل بیاره براینکه چرا در بقیه ادیان هم اصول اونها مشکل داره (در حالیکه این شخص فقط اسلام رو ظاهرا میشناسه!) , در مرحله بعد باید دلیل بیاره که چرا خداوند وجود نداره و به صرف اینکه بگه عقاید متدینان همه ادیان باطله نمیتونه نتیجه بگیره که پس خداوند وجود نداره! این نکته آخری رو خیلی باید دقت کرد ؛ خیلیها از نادرستی ادله موافقین یه موضوع , نتیجه میگیرند که پس مخالفش درسته در حالیکه برای درستی مخالف اون باید دلیل آورد مگر در شرایطی خاص که در اینجا حاکم نیست!

مشکل دیگر در دید این شخص اینه که داره با پیش فرضی که خودش قبول کرده به بررسی یه بخش از دین میپردازه و اون رو خرافی میدونه! منظورم اینه که به صرف خرافی نامیدن نمیشه پذیرفت که این حرف خرافی است بلکه باید گفت که چرا خرافی است؟ اما مشکل اینجاست که ما قیاس مضمر و پنهان شخص رو که اگر بهش توجه کنیم حرف شخص بدون استدلال باقی میمونه , به راحتی میگذریم! برای مثال اینجا استدلال شخص اینطوریه:

1. x درست است!

2. هرچه مخالف x نادرست است!

3. حرف قرآن مخالف x است!

نتیجه : پس حرف قرآن نادرست و حرف من درست است!

در حالیکه برای نخستین بخش که "x درست است!" هیچ دلیلی آورده نشده! یعنی شخص نمیگه چرا مسخ شدن یک موجود زنده میتونه یه عقیده خرافی باشه؟!

این مشکل رو شاید در بین پیروان ادیان هم پیدا کرد بصورتی که مثلا از دید پیروان یک دین , عقاید پیروان دین دیگر خرافه است!

ونکته دیگر آنکه باید به تفسیر این آیات حداقل رجوع کرد!!!!

 

بخش بعدی استدلال شخص به حدیثی در بحارالانوارست! نکته ای که بسیار باعث تاسف منه اینه که گاهی این نوع استناد رو دربین پیروان ادیان هم میبینیم! بصورتی که مثلا شخصی یک کتاب که شاید هم به عنوان کتاب معتبر شناخته شده از یک دین دیگر پیدا میکنه و همینطور غیرمستقیم بهش استناد میکنه! مشکل این کار چیه؟

نخست اینکه شیوه هایی برای رجوع به احادیث در علوم دینی وجود داره یعنی شخص باید بدونه که اول کتاب حدیث چیه؟ هدف از جمع اوری مجموعه چیه؟ چطور باید بهش رجوع کنه؟ احیانا چه بخشهایی رو میشه مستقیم استخراج کرد و چه بخشهایی نیاز به دقتهای پژوهشی داره و...؟؟؟

اگر برای این سوالات پاسخ پیدا کنیم اونوقت هست که میبینیم شخص بزرگواری مثل علامه مجلسی چه کار استاندارد علمی ای انجام داده و ارزش بحار الانوار رو بیش از پیش خواهیم دونست!

توضیح: در هر دوره ای علماء و پژوهشگران به اموری معتقد میشوند و باور میکنند که ممکنه اون امور مختص به زمانی خاص باشه و بعدا ابطال بشه! حالا اگر عالمی بیاد و همه سرمایه علمیش رو به فرض حتمی بودن اون معتقدات و باورها , بر روی اونها سرمایه گذاری کنه , مشخصه که بعد از چند مدت هرچقدر هم زحمت کشیده باشه به هدر خواهد رفت! حالا فرض کنید علامه مجلسی میآمد و بر اساس همین معتقدات قسمتهایی از احادیث رو حذف میکردن...!

از طرف دیگه وقتی یه پژوهشگر میاد و نقلی انجام میده و هدفش تنها نقل کردنه برای اینکه به دست کسانی برسه که بتونند کارهای علمی شایسته بر روی اون انجام بدهند , دیگه کسی نمیتونه بدون هیچ پیش زمینه ای بصورت مستقیم بره و یه حدیث برداره و بگه آره این از کتاب معتبر حدیثی شماست!!!

برای فهم دقیق این موضوع من خوندن کتاب بسیار شریف و گرانسنگ "سیری در تلمود" اثر حاخام "آدین اشتاین سالتز" رو پیشنهاد میکنم! این کتاب فارغ از اینکه نوشته یک عالم یهودی و در مورد تلمود , متن دینی یهودیان , نوشته شده اما فهمی دقیق و جالب در مورد رجوع به یک متن دینی رو در اختیار انسان قرار میده!

دانلود کتاب سیری در تلمود

خدا بهمون توفیق بده که دانشمون رو بدون هیچ غرض ورزی یا هواداری بیجهت افزایش بدیم و به این نتیجه برسیم که اسلام یعنی خود حقیقت!

امیدوارم این نوشته براتون مفید باشه!


...
برچسب ها: قران، خرافه، شبهه، قردة، فلسفه، استدلال، تلمود،
دیدگاه ()
نوشته شده در سه شنبه 1392/11/15 به دست ابراهیم شفیعی



.: تاحالا قرآن رو از اول تا آخر خوندی؟؟؟







 










سلام، ﺷﻬﻴﺪ