تبلیغات
مقدس ترین كتاب دنیا - مطالب ابر شعر


مقدس ترین كتاب دنیا

بسم الله الرحمن الرحیم
ای بی‌خبر از سوختن وسوختنی
عشق آمدنی بود ، نه آموختنی

سلام من ابراهیم شفیعی ساکن شهر قدیمی و تاریخی زرقان فارس هستم و الآن دانشجوی فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام خمینی (ره)...
تو این وبلاگ میتونید مطالبی رو كه من در مورد دین مبین اسلام ، قرآن ، ادیان ، زبان‌ها و سایر موضوعات می‌نویسم بخونید...












 .: تعداد مطالب :
 .: تعداد نویسندگان :
 .: آخرین بروزرسانی :
 .: بازدید امروز:
 .: بازدید دیروز :
 .: بازدید این ماه شمسی :
 .: بازدید ماه شمسی قبل :
 .: بازدید کل :
 .: آخرین بازید :




زادروز انوار الهی فرخنده باد

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام و عرض ادب به همه دوستان خوب خودم, همراهان همیشگی مقدسترین کتاب دنیا, میلاد با سعادت پیامبر بزرگوار الهی, حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و امام جعفر صادق علیهم السلام رو به همه جهانیان به ویژه مسلمانان و پیروان راستین راه پیامبران فرخنده باش میگم و امیدوارم که در سایه عمل به گفتار این بزرگواران که بزرگترین گواه بزرگواری و شان و پایه اونهاست بتونیم جهانی بهتر و آخرتی رستگارانه داشته باشیم. آمین.

برای همین شعر بسیار زیبایی رو که من از کودکی در خونه یکی از عموهام میدیدم درباره صلوات هستش براتون آوردم و امیدوارم که شاد و پیروز باشید در سایه بخشش و مهر خداوند.

 

یک روز که پیغمبـر در گـرمی تابـسـتـان

هــمـراه عـلـی مـی رفت در سـایـه نـخلـستان

دیـدنـد کـه زنـبـوری از لانـه خود زد پر

آهـسـتـه فـرود آمـد بـر دامـن پــیــغـمـبـر

بوسید عـبـایــش را دور قــدمـش پــر زد

بــر خــاک کــف پـایـش صد بوسه دیگر زد

پـیـغـمـبـر از او پرسیـد آهـسته بگو جانم

طـعـم عـسـلت از چیست هر چند که می دانم

زنبور جـوابـش داد تـا نـام تـورا گــویـم

گــل می کـنـد از نامـت صد غنچه به کندویم

تا نام تو را هرشب چو گـل به بـغـل دارم

هر صبح که برخـیـزم در سـیـنـه عــسل دارم

از قند و شکر بهتر بهتر ز نـبات است این

طعم عسل از من نیست طعم صلوات است این


...
برچسب ها: میلاد، پیامبر، امام جعفر صادق، عید، جشن، شعر، پیامک،
دیدگاه ()
نوشته شده در پنجشنبه 1393/10/18 به دست ابراهیم شفیعی
فکر توام و صحن و سرایی که نداری

بسم الله الرحمن الرحیم

عرض سلام و ادب به همه دوستان و عزیزان و خوانندگان همیشگی مقدسترین کتاب دنیا. ببخشید که چند وقتی هست به اندازه کافی وقت برای گذاشتن مطلب ندارم. مطلب امروز هم در واقع شعری هست که چند روز پیش از آقای «ایوب پرند آور» از شهر جهرم استان فارس در شب شعر عاشورای زرقان شنیدم و بسیار لذت بردم...

این شعر به آقا امام حسن مجتبی (ع) تقدیم شده... . امیدوارم که عزاداریهاتون در این مدت قبول درگاه حق قرار گرفته و بر درجات معنوی شما افزوده شده باشه. آمین!


فکر توام و صحن و سرایی که نداری

داغ حرم و گرد بنایی که نداری

له له زده ام تا بنشینم لب حوض و

فواره ای و آب نمایی که نداری

زوار تو حیران که چگونه بنشینند

در گوشه ی تنهایی جایی که نداری

کو کهنه رواقی که به قبلم بفشارد

هفتاد و دو تا کربلایی که نداری

آنقدر غریبی که نیفتاده کنارت

مشک و علم و دست جدایی که نداری

بگذار که بر سنگ بکوبم سر خود را

با محتشم نوحه سرایی که نداری

پس می شکنم تکه به تکه دل خود را

در تکیه ی لبریز عزایی که نداری

سخت است که معصوم زمین باشی و اما

عمری بخوری چوب خطایی که نداری

حالا به چه حالی بگذارم دل خود را

در گوشه ی ایوان طلایی که نداری...


...
برچسب ها: شعر، امام حسن، بقیع، عاشورا، کربلا، جهرم، زرقان،
دیدگاه ()
نوشته شده در چهارشنبه 1393/08/28 به دست ابراهیم شفیعی
زندگی را غایتی است...



...
برچسب ها: رمضان، روزه، دنیا، آخرت، خدا، شعر، مولوی،
دیدگاه ()
نوشته شده در پنجشنبه 1393/04/19 به دست ابراهیم شفیعی
به نام نامی هستی بخش

بسم الله الرحمن الرحیم

نرم نرمك میرسد اینك بهار...

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی پوشی به کام

باده رنگین نمی نوشی ز جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکویی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش میشود هفتاد رنگ


"فریدون مشیری"


...
برچسب ها: شعر، بهار، نوروز، طبیعت، فریدون مشیری، ادبیات، 1393،
دیدگاه ()
نوشته شده در شنبه 1392/12/24 به دست ابراهیم شفیعی
یا الله

بسم الله الرحمن الرحیم


...
برچسب ها: شب قدر، شعر، ادبیات، پیامک، مویایل، حضرت علی، احیا،
دیدگاه ()
نوشته شده در دوشنبه 1392/05/7 به دست ابراهیم شفیعی
سحر با باد میگفتم...

بسم الله الرحمن الرحیم

حافظ سحرها چه حالی داشت که این شعر بر زبانش جاری شد...

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی

خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز

ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور

پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی

جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست

ز مهر او چه می‌پرسی در او همت چه می‌بندی

همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی

دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است

خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

به شعر حافظ شیراز می‌رقصند و می‌نازند

سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی

پیشنهاد میکنم سحر که میشه ، تو اون حال و هوا این ابیات رو با خودتون تو خنکای نسیم صبح زمزمه کنید...


...
برچسب ها: حافظ، شعر، ماه رمضان، ادبیات، کلاسیک، غزل،
دیدگاه ()
نوشته شده در پنجشنبه 1392/04/20 به دست ابراهیم شفیعی
بخوان دعای فرج را...


بسم الله الرحمن الرحیم

بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد       دعا, کبوتر عشق است بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب       که روز گار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و نا امید مباش       بهشت پاک اجابت, هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است       خدای را شب یلدای غم , سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال        مسافر دل ما نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را ز پشت پرده ی اشک       که یار گوشه ی چشمی به چشم تر دارد!
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا       ز پشت پرده ی غیب به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا       حجاب غیبت از آن روی ماه بردارد


...
برچسب ها: امام زمان، مهدی، شعر، مهدویت، فرشچیان، مینیاتور، فرج،
دیدگاه ()
نوشته شده در دوشنبه 1392/04/3 به دست ابراهیم شفیعی
چشم ها سخن میگویند

بسم الله الرحمن الرحیم

تا تو نگاه میکنی ، کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو ، این چه نگاه کردن است؟


اشعاری پراکنده در مورد چشم ها (در ادامه مطلب)



ادامه مطلب...
برچسب ها: چشم، شعر، نگاه، عشق، نفرت، حسرت، ترس،
دیدگاه ()
نوشته شده در دوشنبه 1392/03/27 به دست ابراهیم شفیعی
من و تو چه هستیم؟

بسم الله الرحمن الرحیم


...
برچسب ها: عکس، جملات، اندیشمندان، شعر، ادبیات، زیبا، رباعی،
دیدگاه ()
نوشته شده در سه شنبه 1392/03/21 به دست ابراهیم شفیعی
بزرگان اینگونه گفته اند...


بسم الله الرحمن الرحیم


...
برچسب ها: عرفان، قصار، شعر، عارفانه،
دیدگاه ()
نوشته شده در چهارشنبه 1392/03/8 به دست ابراهیم شفیعی

( تعداد تمام صفحات :2)     [ 1 ]  [ 2 ]  



.: تاحالا قرآن رو از اول تا آخر خوندی؟؟؟







 










سلام، ﺷﻬﻴﺪ